توجه شما را به مجموعه سریال های زیر جلب می کنم ... که عموماْ از وبلاگ جناب آقای ده نمکی اخذ شده است .. !
«مسعود دهنمكي» افراطيگري را معلول برخي گفتمانهاي غالب جناحهاي سياسي موجود در كشور دانست و گفت: اين افراطيون به جاي ادبيات رقابت، ادبيات دشمني دارند.
وي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خاطرنشان كرد: اين نوع ادبيات دشمني به سطح و جريانهاي سمپات تعميم پيدا ميكند و در ميدان عمل به منازعه كشيده ميشود.
اين فعال مطبوعاتي تاكيد كرد: متاسفانه برخي جريانهاي سياسي موجود هنوز از مرحلهي دوران انقلاب عبور نكرده و به دوران تثبيت نرسيدهاند و هر كدام به يكديگر به چشم يك نظام سياسي كه بايد ريشهكن شود و نه يك نظام سياسي كه بايد در آن همكاري و رقابت شود، نگاه ميكنند.
ده نمكي تصريح كرد: چنين فضايي باعث ايجاد سوءتفاهمهايي در عرصههاي مختلف و در نتيجه قرباني شدن منافع ملي در برابر منافع جناحي ميشود.
دهنمكي افزود: ما در همهي عرصهها شاهديم كه تريبونهاي جناحهاي سياسي براي زيرپاكشي دولتهاي منسوب به جريان سياسي مخالف خود، حتي حاضرند منافع ملي و مصالح اجتماعي را زير سوال برند و به چالش بكشند؛ در صورتي كه در هيچ كجاي دنيا چنين رويكردي وجود ندارد؛ چنانكه در حال حاضر در آمريكا و يا در اروپا بحث دو و چند قطبي جريانهاي سياسي كاملا ديده ميشود؛ ولي آستانه رقابت آنها جايي است كه منافع ملي تعريف ميشود.
وي اظهار كرد: آنچه به افراطيون تعبير ميشود، زاييده عملكرد خود نيروهاي معتدلي است كه شايد به نسل قبلي جريانهاي سياسي برميگردند و مقاومتشان در برابر زايش نيروهاي جديد باعث شده كه مطالبات سطحيتري به ميان بيايد و در اين راستا مطالبات ساختارشكن هم رخ نمايد.
ده نمكي تاكيد كرد: آسيبشناسي رفتار سياسي جناحهاي موجود ميتواند در شناخت افراطيون و بررسي تاثيرعملكرد آنها اثرگذار باشد.
اين فعال مطبوعاتي همچنين با انتقاد از اين كه برخي طرح مطالبات مردم و آرمانگرايي را در صف افراطيگري قلمداد ميكنند و هر كه پرسشي مطرح ميكند به او افراطي ميگويند، گفت: اين نوعي محافظهكاري است و در اين مواقع چه در چپ و چه در راست، پاككردن صورتمساله رخ ميدهد.
ده نمكي همچنين اظهار كرد: هر شخص يا جرياني كه خارج از چارچوب قانون اساسي و مطالبات قانوني عمل ميكند، به گونهاي مطالبات افراط گرايانه دارد.
وي در عين حال تاكيد كرد: از آنجا كه در حال حاضر حاشيه بر متن غلبه دارد و در مواردي برخي كوتولههاي سياسي، توانستهاند جريانها و نيروهاي اصلي را به حاشيه برانند، تقابل نسلهاي سياسي يكي از مشكلات موجود است و مقاومت اين نسلها در برابر يكديگر باعث رشد افراطيگري ميشود.
دهنمكي اظهار كرد: در حالي كه تجربهي نسل اول ميتواند در كنار پتانسيل نسل دوم و سوم به شكوفايي فضاي سياسي و توسعهي كشور كمك كند.
وي همچنين در ادامه گفتوگو با ايسنا درباره گروههاي مستقل خارج از ائتلافها و ميزان تاثيرگذاريشان تصريح كرد: نمود چنين امري در انتخابات رياستجمهوري نهم، كاملا به چشم خورد؛ جرياني خارج از جناحهاي موسوم سياسي فعاليت كرد و حتي مشابهسازي كه جريانهاي سياسي داشتند، جواب نداد و گفتمان عدالتخواهي خارج از گفتمان چپ و راست بوده است.
وي گفت: اين جريان، جرياني غيررسمي ثبت شده بود كه اگر چه دولت را در دست گرفت، ولي تنها عيبش اين بود كه ساختارسازي نداشت و به تعبير رهبري كه فرمودند دولت نهم محصول عدالتخواهي خاموش بود كه در اين چندسال مبارزه ميكرد، اين جريان، جريان سومي است كه عنوان، ساختار و تشكيلات ندارد.
ده نمكي در پايان گفت: اگر اين جريان به سمت تشكيلاتيشدن برود و ساختاري براي خود ايجاد كند، در نتيجه انتخابها ميتواند تاثيرگذار باشد.
انتهاي پيام
مگر دیوانه شدی مسعود؟!
چیکار می کنی؟ چرا این قدر افتادی به نامه نگاری و پاسخگویی؟
عزیز من، مگه بهت نگفتم وقتی در خانه شهید بهشت زهرا(س) آن برادر بزرگوار جبهه رفته، برای اینکه تو و فیلمت را بکوبد، با تمسخر گفت: "کجای جنگ ما عراقی ها با تانک بسیجی ها را له کردند؟ کجای جنگ با تانک به پست امداد حمله کردند؟"
خیلی احساس خطر کردم. ترسیدم بدتر از سه راه مرگ شلمچه!
اصلا تو مرض داری مسعود.
خواستی فیلمی برای جوان ها بسازی که با دفاع مقدس آشناشون کنی، حالا باید دم به دقیقه جواب بعضی جبهه رفته ها را که شده اند مدافع "برادران خوب و ناز عراقی"! بدهی.
اصلا ببینم، کی گفته 40 تن از بچه های تیپ 8 نجف اشرف به فرماندهی سردار شهید احمد کاظمی، اول خرداد 1361 در میدان مین خرمشهر، پیشمرگ شدند و راه را برای بقیه باز کردند؟
حتما برای تکذیب این حماسه، زنده ماندن احمد کاظمی کافی است!!!
خب شاید راست بگن که چرا فرمانده تیپ خودش توی میدون مین نرفت تا چند هزار رزمنده رو ویلون و سیلون وسط بیابون آواره کنه!!!
خیلی اگه بخوای پافشاری کنی، حضرات صفحات 42 تا 47 کتاب یاد یاران منم تکذیب می کنند. چه می دانی اگر فردا نوشتند و جار زدند که خاطرات داودآبادی که سال 1374 چاپ شده، توی یاد ایام صفحات 101 تا 105 دروغه و اصلا هیچکس توی میدون مین شهید نشده و بچه ها با سلام و صلوات از میدون مین رد می شدند، تعجب نکن.
پدر آمرزیده! حداقل برای این که خاطرات و حماسه های اون روزها را تکذیب نکنند، دندان به جگر پاره پاره بگیر و خاموش شو وگرنه مجبوری برای لحظه لحظه دیده ها و خاطرات جنگت، شاهد بیاوری!
راحتت کنم: تو شده ای بهانه برای تکذیب حماسه ها.
چون با تو لج هستند، اگر آیه قرآن هم تلاوت کنی، تکذیب می کنند.
پس خاموش شو و دم برنیاور.
فقط برای آن که حماسه ها تحریف نشوند.
بس کن دیگه ...
یا خودسوزی یا شکایت! تنها راه همین است!
آقای نویسنده ای که برای نقد یک فیلم تهدید به خودسوزی کرده بود وقتی پاسخ خود را در روزنامه خواند به جای پاسخگویی به شبهات و استدلالها اقدام به شکایت کرد.
دوستی که در یک مطلب خود با چندین اهانت و اتهام به جای نقد شمشیر در دست گرفته بود و در سایت ها و نامه های خود مدعی رعایت قواعد بازی در عرصه نقد و نقدپذیری بود با رجوع به شعبه ۱۲ دادسرای تهران (ویژه سایت ها و وبلاگ ها) شکایت نامه تنظیم کرد.
همین روشها نشان از میزان صداقت ایشان در ادعاهای خود دارد و به نظرم پادرمیانی آقای داوودآبادی برای پاسخ ندادن به جنجال های وبلاگی و رسانه ای باعث توهم این برادر شده البته بعد از دادگاه در مورد آگاه سازی های! این دوست مان بیشتر خواهید دانست.
کاش اسم من هم داریوش بود!
اینها هم مناظره کوچک دو رزمنده - یکی آقای داوود آبادی و دیگری حاج حمید - که در پست انتهایی بلاگ حاج حمید درج شده :
حمید داودآبادی
یکشنبه، ۲۹ مهر ۸۶ :: ۹:۰۳ صبح
وقتی عده ای از دوستان ساده اندیش، به صرف قیافه غلط انداز "ارنستو چه گوارا" ریشوی چریکی "مارکسیست" که ده ها سال پیش در آن سوی دنیا کشته شده و تا همین چند سال پیش داشتن عکسش جرم بود - و خدا می داند دهه 60 چه بدبخت هایی به خاطر پوسترهای سرخ و مشکی او، در گوشه زندان آب خنک خوردند - پوسترهای چاپ دهه 80 انقلاب اسلامی را می دهند دست دخترکات چادری و در دانشگاه تهران، به نام بسیج، همایش "چه مثل چمران، چه مثل چه گوارا" برگزار می کنند و دختر و پسر کمونیست او را "خواهر" و "برادر" لقب می دهند، و آن می شود که با لب و لوچه ای آویزان، می شنوند که فرزندان چه، به مارکسیست بودن خود و پدرشان افتخار می کنند، باید هم امروز منتظر این چیزها باشیم. ...
حمید داودآبادی
یکشنبه، ۲۹ مهر ۸۶ :: ۴:۵۹ بعدازظهر
برادر بزرگوار حیف که حوصله ندارم ولی اینها را برایت می گویم تا از تحریف تاریخ جلوگیری شود: چه کسانی امروز پیشمرگ شدن بچه ها روی میدان مین را تکذیب می کنند؟ والله قسم من خودم شاهد بودم بیش از چهل نفر از بچه ها روی مین تکه تکه شدند. لعنت بر دنیا که باید برای بچه جبهه ای ها هم قسم بخوری تا خاطراتی را که نه امروز، که همان سال ها نوشته ای باور کنند. چند وقت پیش، همین حرف هایی را که دوستان امروز سر می دهند، فلان سرداری که ساعتی هم در جبهه نبوده!!! زد و گفت: "این که بچه توی میدان مین غلت می زدند، داستان هایی است که معلوم نیست راست باشد." به درجه های روی شانه اش که نگاه کردم، فقط سوختم و گریست. بنده افتخار و سندم هم این است که مقام معظم رهبری کتاب هایم را خوانده و کاملا آنها را تایید کرده و حتی متن بسیار زیبایی هم مبنی بر بی نظیر بودن آن نوشته است. برو بپرس شهید "صفا مظفری" معاون گردان سلمان در عملیات والفجر 8 اسلحه اش چی بود؟ "نانچوکا" و با همان چند عراقی را کشت و خودش به شهادت رسید. برو سراغ سردار شهید .... - نامش را نمی نویسم که دوستان تکفیرش نکنند - بر روی ارتفاع "کانی مانگا" در والفجر 4 وقتی تیر دوشکا سینه اش را شکافت، سرش را بلند کرد و روبه دوشکاچی بدتر از آن فحشی را گفت که دهان مجید سوزوکی را گرفتند تا نگوید. بعد از 14 سال هم وقتی پیکرش را روی سیم خاردار پیدا کردند، در لباس پوسیده او، از چاقوی ضامن دارش شناختند که این جنازه فلانی است. حیف که می ترسم تکفیر شوم وگرنه صدها نمونه می نوشتم. کاش می شد گفت "کریم سوسکی" اخراجی ها کیست. کاش می شد گفت داش مصطفای فیلم که همه بدنش خالکوبی بود، کی بود که در کربلای 5 شهید شد. کاش ... شما را به خدا به خاطر لج بازی با این و آن، حماسه های ارزشمند را تحریف نکنید. شما را به خدا به خاطر سلایق نفسانی خویش، زحمت امام را که جوان ها را از عشرتکده ها به جبهه کشاند، ضایع نکنید. ترش نکنید، این عبارت متعلق به خود امام خمینی است.
حمید داودآبادی
یکشنبه، ۲۹ مهر ۸۶ :: ۵:۴۹ بعدازظهر
بنام حضرت دوست بزرگوار سلام اولا که بنده متوجه بخش اول کامنت شما نشدم که آن را هم اضافه کردم. دوما بنده به هیچ وجه روی سخنم با شخص شما و یا دوست بزرگوارم آقای درخشنده نیست.که مخلصتان هم هستم. به هیچ وجه هم دنیای خودم را فدای دنیای دیگری نخواهم کرد. برای من اصلا ده نمکی مطرح نیست ولی مطمئن باش روزی چنان چیزهایی برایت رو خواهم کرد که کپ کنی. فقط حیف که باید جلوی کسانی که دست به دست هم داده اند تا آن حماسه های ارزشمند را تخطئه کنند بخاطر ظاهر مسلمانی شان سکوت کنیم. از سایت آگاهسازی که برای خواننده فاسد به به و چه چه راه می اندازد تا آن سردار جبهه ندیده که همه چیزهای ندیده اش را تکذیب می کند. به قول شهید مهدی رجب بیگی: درد سختی است . یا باید شهید شویم که آینده را حفظ کنیم یا بمانیم که آینده را شهید نکنند.
يكشنبه، 29 مهر 1386، ساعت 16:14
با سلام خدمت شما برادر بزرگوار جناب آقای داودد آبادی
قبل از هر کلامی تشکر می کنم که با حضور و کپی پيست کردن يه مطلب (که برای ديگر وبلاگ ها هم زحمت کشيده بوديد ) کلبه محقر ما رو به نور خود مصفا کرديد. بر همين اساس توفيقی شد که خدمت برسم تا ضمن عرض ادب از حضورتون شکر کنم . بر همين اساس مطلب حضرتعالی رو خواندم که در مورد آقای ده نمکی نوشته بوديد را بخوانم که با هزاران تاسف شاهد مطالبی بودم که برای من جای بسی تاسف است که آقای داود آبادی شما را چرا ؟؟؟
آقای داودآبادی کسی که داره براتون کامنت ميگذاره از بچه های جنگ و از زخم خورده های جنگ می باشد. و مطلبی که می نيسم از ير سوز دل است و لا غير. من تعجب می کنم از فرمایشات شما. کی حماسه ها را تکذیب کرد ؟ کی منکر رشادت ها شده ؟ به نظرم ین حرفها فرا فکنی بیشتر نیست . چرا که خود میدانید اگر اعتراضی شد تنها به تحریف و لودگیهایی که به اسم بسیجی و شهدا شد اعتراض شد . کسی که بنا بر اعتراف خودش یکی از افتخاراتش اینه که توی بیمارستان بخاطر چند کمپوت ناقابل احساست مردم را به بازی می گرفته و بعد به ساده گی آنها می خندیده چگونه می تواند راوی جنگ باشد ؟
جناب آقای داود آبادی.. شما بعنوان بچه جنگ بفرمائيد کجای جبهه رزمنده ای قمه در دست گرفت و به جنگ تانک رفت ؟ واقعا رزمندگان ما اينقدر بی شعور و فاقد قدرت تشخيص بودن ؟
کدام شهيدی را شما ديديد که در آخرين لحظات حياتش و در هنگامه عروجش بجای ذکر و شهادتين الفاظ رکيک و فحاشی کند و همچون سربازان فيلم های هاليودی در هنگام مرگش پکی بر سيگارش بزند؟ کجای جبهه ارازل و اوباش بساط قمار را پهن می کردند که ما نديديم. اگر شما ديديد آدرس بدهيد . جناب آقای داود آبادی کسی با جناب آقای ده نمکی خصومتی نداره بلکه ما تحريف فرهنگ دفاع مقدس و جلب بيننده به هر قيمت حتی به بازی گرفتن احساسات بچه های جنگ و لودگی و تحريف مخالفيم.
حرف برای گفتن بسيار است . که نيازی به ذکر آن نيست اما آقای داود آبادی با تمام ارادتی که خدمت شما داشته و دارم بيان چنين مطالبی واقعا بعيد بود. و بايد اعتراف کنم که در اين نوشته قلم انصافتان به اشتباه افتاده . فکر نکنم دنيای ديگران اينقدر با ارزش باشد که بخواهيم آخرتمان را به ثمن بخس به حراج بگذاريم...
در پايان لازم بذکر است که مطلب شما را که در وبلاگ آقای ده نمکی درج شده بود را دیدم. اصلا صلاح ندیدم در وبلاگ ايشون جوابيه ای بدهم چرا که ..!..!..!...!..!. بماند... اميدوارم توفيق بيابيم که از ادامه دهندگان راه شهدا باشيم . و بخاطر مال و منال دنيا و چندر غاز پول سياه از شهدا و رشادتهای آن عزيزان و بازماندگان دفاع مقدس خرج نکنيم و مروج فرهنگ واقعی ايثار و شهادت باشيم.... موفق و مستدام باشيد.
برادرتان : حاج حميد
hajhamid.com
| حاج علی | یکشنبه 29/7/1386 - 17:52 |
| مطمئن باشيد اگر مصاديقی از اين مقوله که در فيلم بدانها پرداخته شد را بعنوان الگوهای رزمندگان دفاع مقدس به نسل جديد منتقل كنيم ، هيچگاه فرزندانمان به وجود اين نسل افتخار نخواهد كرد . چرا كه وجه قالب اين افراد را با سوابق گذشته اي اينچنيني قلمداد كرده و شايد روحيه ماجراجوئي را انگيزه اصلي حضور در جبهه بدانند و انگاه آن ميشود كه بدخواهان اين ملت خواسته اند . انگاه است كه تاريخ تحريف خواهد شد . وقتي فيلم حاضر تحريف حقايق جنگ است ، از نسل جديدي كه تاريخ عصر حاضر را خواهند نوشت چه انتظاري داريد در پايان ضمن پوزش از اطاله كلام ، استدعا دارم بدور از هر گونه تعصب به مسئله بپردازيد تا مايه شادماني افرادي كه امثال من و شما را قبول ندارند فراهم ننمائيم . | |
| akherat.persianblog.ir/ - hajali13@yahoo.com | |
|
حاج علی
|
یکشنبه 29/7/1386 - 17:52
|
|
تحریف تاریخ دفاع مقدس و اسطوره سازی را نیز قبول ندارم | |
| akherat.persianblog.ir/ - hajali13@yahoo.com | |
| حاج علی | یکشنبه 29/7/1386 - 17:52 |
|
سلام دوست عزيز | |
| akherat.persianblog.ir/ - hajali13@yahoo.com | |
| حاج حميد | یکشنبه 29/7/1386 - 17:34 |
|
ششم : در جبهه آنقدر مظاهر زيبايی از رشادت و ايثار و فداکاری و از خود گذشتگی بود که يک دو مورد کار خلاف اصلا نمود نداشت. و اگر بود بنظر شما به پررنگی طرح شده در فيلم بود ؟ و اصلا طرح موارد نادر اصلا وجاهت طرح دارد. آيا به عقيده حضرتعالی برخی از بخش های فيلم نسل سومی که جنگ و جبهه رو نديده دچار تشکيک و شبه نمی کند ؟ آيا رزمندگان اينقدر لوده و لا شعور بودند که مثلا بخاطر بوی باقلی آن بازيگر ماسک بزنند و .... | |
| hajhamid.com | |
| حاج حميد | یکشنبه 29/7/1386 - 17:28 | ||||||
|
سلام بزرگوار. | |||||||
|
| |||||||
جداْ مردونه حرف آخرتون رو بزنید ...
مشکلتون اینه که یه عده بچه رزمنده ی جانباز و نویسنده، بهتون مودبانه انتقاد کردند ؟
یا اینکه نه !!! مشکلتون اینه که به شهرت جهانی تون خدشه ای وارد شده ؟
شاید هم مشکل اصلیتون ۳۰مرغ و هدایای جشنواره و هدایای مردمی و کمک خیرین جهت ساخت این فیلم بوده ؟
گزینه بعدی هم اینه که : یحتمل وقتی با فروش سی دی ها مواجه شدین و دیدن که : ای بابا ! چی فکر می کردیم ! چی شد؟
خدا عالمه حضرات ..
درست می شه آقای ده نمکی .. !!! سعی کنید اصلاْ غصه ی چیزی رو نخورید !