در مقابل تمام توهین ها و نشر اکاذیب سکوت کردم تا گرد و غباری که ایشان بواسطه نفوذ رسانه ای که دارند باعث نشود تا حرف حقم در این میانه گم و محو شود

زمان مخابره: 10:8 - 28/7/1386
روزنامه وزین جمهوری اسلامی
با عرض سلام و احترام:
الف) جوابیه نویسنده و كارگردان محترم فیلم تخیلی اخراجی ها را در روزنامه مورخه 25/7/86 مشاهده كردم و افسوس خوردم !
هرچند كه به محض چاپ نامه ام در مورخه 3/7/86 به ریاست محترم صدا و سیما ، كارگردان محترم فیلم ، در وبلاگشان در همان تاریخ در ساعت 20 ، انواع تهمت ها و افتراء ها نثارم كردند، كه در مقابل برخورد غیر حرفه ای ایشان در جوابیه ارسالی را باید به دیده منت پذیرفت زیرا نوع نگارش این جوابیه با مطالبی كه در طول بیست روز گذشته بر علیه اینجانب مطرح كرده اند ، بسیار مؤادبانه تر شده است !!!
این حقیر در طول این مدت به منظور جلوگیری از به بیراهه رفتن مفاد نامه و درخواستم از ریاست سازمان صدا و سیما ، و همچنین ممانعت از وارد شدن به نزاع شخصی كه خواست كارگردان مذكور بود ، در مقابل تمام توهین ها و نشر اكاذیب سكوت كردم تا گرد و غباری كه ایشان بواسطه نفوذ رسانه ای كه دارند باعث نشود تا حرف حقم در این میانه گم و محو شود.
اكنون نیز با ایشان هیچ حرفی ندارم كه اصول حرفه ای می گوید:
نویسنده و یا كارگردان، هر حرفی داشته باشد در كتاب یا فیلم خود زده است ، و ضمیمه شدن نویسنده یا كارگردان به كتاب یا فیلم جهت توجیه مفاد آن ، تنها نقص كتاب یا فیلم را بر ملا می كند و گرنه خود كتاب و فیلم می تواند از خود دفاع كند، البته مشروط به اینكه قابل دفاع باشد ! و گرنه توجیه های بعدی باعث رفع ایراد یا نقص نمی شود.
اگر جوابیه ایشان در هر جریده ی دیگری بغیر از روزنامه جمهوری اسلامی منتشر می شد ، باز هم روزه ی سكوت خود را نمی شكستم . كما اینكه تا كنون در خصوص هجمه رسانه ای ایشان اینگونه عمل كرده ام.
ب) متأسفانه نویسنده و كارگردان فیلم تخیلی اخراجی ها باز هم جواب نقد این حقیر را نداده اند ! هرچند كه تكرار مكررات است ولی بالاجبار مجدداً موارد مذكور بعرض می رسد :
1- در نقد اولیه این حقیر كه در روزنامه وزین جمهوری اسلامی به تاریخ 18/2/ 86 به چاپ رسیده است عرض كرده ام من نیز به مانند همه مخالف اسطوره سازی از بزرگ مردان عرصه هشت سال دفاع مقدس هستم . زیرا اعتقاد دارم كسانی كه هشت سال از نوامیس این ملك و ملت دفاع كردند ، یكی بودند درست مثل من و شما و همین جوانان كوچه و بازار ، بدون هیچ هاله قدسی !
آنان تنها انسان هایی بودند كه بدور از منفعت طلبی های خاص برخی از آقایان ، تنها به تكلیفشان عمل كردند و اگر باز هم لازم باشد ، همین جوانان جامعه فعلی ما بزرگ مردان عرصه دفاع دیگری می شوند.
امثال مجید سوزوكی ها در جبهه های ما بسیار بودند ولی نه به مانند ایشان یك شبه راهی جبهه شده باشند بدون هیچ آموزشی ( عملی و معنوی ) در اصل بدون خود سازی !آن هم در آخرین سال های جنگ بصورت گروهی و اعزام عمومی!
اشكال فیلم بر تأكید نویسنده و كارگردان فیلم بر مستند بودن وقایع فیلم است ! (بگذریم از تغییر موضع اولیه ایشان كه با بالا بردن عكس شهید خدمت مدعی ساخت زندگی نامه آن بزرگوار بود ! همین تغییر در بیان نیز باعث خرسندی است). در حالی كه وقایع فیلم تماماً بر اساس تخیلات كارگردان شكل گرفته است ، نه شخصیت های داستان ! و گرنه بدتر از مجید ها زیباترین لحظات معاشقه با خدای خود را به نمایش گذاشتند.
من حقیر باز هم تأكید می كنم اشكال بر تخیل است نه شخصیت های فیلم كه ایشان نمونه معرفی میكنند .
2- چرا گروه اخراجی ها كه برای بار اول است به جبهه اعزام می شوند ، به جای پادگان آموزشی، سر از قرارگاه تاكتیكی پشت خطوط جنگ در می آورند !
همزمانی اعزام این گروه با فرمانده گروهان آنان كه قطعاً دارای سوابق زیاد حضور در جنگ می باشد ، خیلی تخیلی است !
3- در نقد فیلم عرض كردم :
صحنه ي ميدان مين ظاهرا بزرگترين شاهكار نويسنده و كارگردان فيلم اخراجي ها بوده است !
. در حالي كه فرمانده در كنار ميدان مين درخواست داوطلب براي رفتن روي مين مي كند مجيد سوزوكي قهرمانانه گيوه هايش را ور مي كشد و درست مثل لات هاي دهه 50 پا به عرصه ميدان مي گذارد . و با هر قدمش دنيا و تمام علاقه هاي خود را پشت سر مي گذارد و هر قدمش محكم تر از قدم قبلي برداشته مي شود. زيرا تمام علاقه ها و عشق هاي دنيايي كه دست و پاي او را بسته است از سر بدر مي كند و محكم تر قدم بعدي را برمي دارد.
اين سكانس كه در اصل شاهكار فيلم اخراجي ها مي باشد آيا مي دانيد چه ذهنيتي را به مخاطب القا مي كند !
اين سكانس فيلم اخراجي ها مي گويد :
تمام سرداران فرماندهان و يادگاران باقي مانده از جنگ كساني هستند كه در هنگام خطر ديگران را به قربانگاه فرستادند و خود نظاره گر بودند! ديگران را به كشتن دادند تا خود زنده بمانند!
در حالي كه واقعيت چيزي بغير از اين دروغ چندش آور است !
واقعيت اين است كه در هنگام خطر و يا طبق فيلم اخراجي ها در هنگام روي مين رفتن اولين كسي كه خود را فدا مي كرد فرمانده بود.
ولي در فيلم اخراجي ها فرمانده ديگران را قرباني مي كند تا خود سالم باقي بماند!
به عبارت ديگر فيلم اخراجي ها با هنرمندي كامل مي گويد : « سرداران باقي مانده از جنگ ديگران را به كشتن دادند تا خود باقي بمانند! »
اين دروغ تاريخي در فيلم اخراجي ها آنقدر مشمئز كننده است كه نمي توان هيچ توجيهي براي آن قايل شد.
چرا در پشت میدان مین علیرغم حضور همزمان فرمانده گردان و گروهان، فرمانده گروهان دیگران را به داخل میدان مین هدایت می كند ؟! و خود نظاره گر شهادت و مجروحیت آنان می شود !
بگذریم از چهره ترسیده و كپ كرده فرمانده گردان كه در كنار سایر نیروها به مانند آدم های ترسو نشسته است تا زیر مجموعه اش كه همان فرمانده گروهان می باشد راه را با به قربانگاه فرستادن نیروهایش باز كند! ( اینها فرمانده گروهان و گردان هستند نه فرمانده لشگر! بر فرض هم فرمانده لشگر بودند آیا خاطرات همسر شهید همت را نخواندید كه می گفت : شهید همت تا زمانی كه مطمئن نمی شدند كه نیرو هایش می توانند غذای گرم بخورند ، خودش از غذای گرم استفاده نمی كرد!)
4- به این نكته باز هم جفا شد و پاسخی داده نشد ! لذا مجبورم دوباره آن را بگویم:
در صحنه پاياني فيلم مجيد سوزوكي در حالي كه آرپي جي زن پشت سر او قرار دارد با قمه به شكار تانك مي رود! اين صحنه چه چيزي را در ذهن مخاطب القا مي كند !
رزمندگان ما با شجاعت شهيد شدند نه مثل شخصيت فيلم اخراجي ها با حماقت !
آيا اين ظلم به شهداي والا مقام ما نمي باشد !
رزمندگان ما نرفتند كه كشته شوند و حتي نرفتند كه بكشند ! بلكه رفتند تا به تكليف خود عمل نمايند . كشته و كشته شدن فرع ماجراست .
حتي به آرزوي خود شهادت رسيدن نيز با واقع نگري و شجاعت بود نه به مانند مجيد فيلم اخراجي ها با حماقت !
5- در خصوص نقش روحانیت معظم در جبهه های جنگ تحمیلی ، در فیلم تخیلی اخراجی ها تنها روحانی موجود با عبا و قبا تنها به ارشادات مولوی وار بسنده می كند ! به صحنه شهادت آن روحانی توجه بفرمایید ! ایشان با ماشین لندكروزی كه بلندگو بر روی آن نصب است در صحنه حضور دارند . یعنی با ماشین تبلیغات ! مورد هدف واقع شدن و در نهایت شهادت ایشان نیز در پشت خط در درون ماشین تبلیغات صورت می گیرد ! یعنی همان ذهنیت القاء شده ی مخالفین و معاندین كه حضور روحانیت را در جبهه ها تنها در پشت خطوط جنگ عنوان می كنند !
6- نویسنده و كارگردان محترم سعی كرده است كه در این فیلم از حضور عناصر ابن الوقت و مدعیان دروغی ، انتقاد كند و چهره آنان را به تصویر بكشد.
كه البته این موضوع جدیدی برای فیلم سازان ما نیست ! زیرا مرحوم رسول ملا قلی پور در فیلم هیوا این مهم را به زیبایی به تصویر كشیده است .( آتیلا پسیانی بازیگر آن نقش بود ). و یا در فیلم لیلی با من است ، جناب آقای كمال تبریزی به این مهم بسیار زیبا پرداختند . و همچنین در فیلم آژانس شیشه ای ، آقای حاتمی كیا نیز بسیار استادانه به این امر پرداختند.
باید قبول كنیم اصول مدرن فیلم نامه نویسی، دیگر به نویسنده اجازه نمی دهد كه مستقیما برای مخاطب نتیجه سازی كند ، بلكه باید در لفافه و ایهام وكنایه مطلب بصورتی بیان شود كه مخاطب خود به پیام فیلم واقف شود . نه به مانند فیلم تخیلی اخراجی ها بصورت غیر حرفه ای و مستقیم ! ( پس قبول كنیم كه كارگردان محترم فیلم اولین نفری نبوده اند كه به اینگونه افراد متظاهر پرداخته اند !)
7- خنداندن مخاطب امری هنرمندانه و مفید است . در صورتی كه از طنز آگاهانه استفاده كنیم . نه خنداندن هدف غایی ما قرار بگیرد آن هم به هر وسیله ای حتی هجو !
نگاهی به شعرهای كوچه بازاری خوانده شده در فیلم بیاندازید ! استفاده از اصطلاح سیم ها و مین ها و برداشت منفی (سیما و مینا ) جهت خنداندن مخاطب !
و بسیاری دیگر كه روی سخنم اصلا هجویات به كار برده شده در فیلم نیست.
و دها سوال و اشكال محتوایی در خصوص فیلم كه به منظور جلوگیری از اطاله كلام از ذكر آن خودداری می كنم.
ج) با شناختی كه از بزرگواران و سردارانی كه در جوابیه كارگردان محترم از آنان نام برده شده است ،؛ به جرأت عرض میكنم كه آن یادگاران حماسه هشت سال جانفشانی ملت غیور ایران اسلامی ، قطعاً با صحنه های ضد ارزشی و تخیلی و توهین آمیز فیلم تخیلی اخراجی ها موافق نیستند و اگر هم اظهار نظری داشته اند مطمئن باشید كه به سكانس های ارزشی فیلم بوده است ، كه متأسفانه این سكانس های ارزشی بصورت دیالوگ بیان شده است و پیام های ضد ارزشی بصورت حرفه ای نمایش داده شده است.( با تأسف باید عرض كنم كه از این صحنه های ضد ارزشی كم در این فیلم به نمایش در نیامده است !).
د) هرچند كه نمی خواستم وارد این بحث های حاشیه ای شوم ، ولی جهت استحضار آن جوابیه نویس عرض میكنم كه فرموده بودند : هنگامی كه به مقدسات دینمان توهین شد چه كردید؟! باید بگویم سلاح ما نویسنده ها در این سنگر فرهنگی قلممان است . اگر به سوابق كتب منتشره ام مراجعه كنید خواهید دید كه چه تعداد كتاب در قالب ادبیات داستانی در جواب این عناصر هتاك نگارش و چاپ نموده ام.
علی هذا نظر به ساختار ضعیف و غیر هنری فیلم تخیلی اخراجی ها و ضعف شدید در پیرنگ ، درونمایه ، عدم توجه به مراحل تكوین فكر اولیه ، و بسیاری دیگر از ضعف ها ی مشهود در این فیلم ، بدینوسیله اعلام آمادگی خود را برای مناظره ای رو در رو با نویسنده و كارگردان فیلم تخیلی اخراجی ها در محل آن روزنامه اعلام می دارم.
تا برای یك بار هم شده ، ایشان بدون غوغاسالاری و هوچیگری ، بصورت كاملاً حرفه ای و اصولی ، جوابگوی ساختار ضعیف و اهانت هایی كه بصورت محو و آشكار در فیلم تخیلی خود، در مناظره ای عادلانه و كارشناسی باشند.
لازم به ذكر است در صورت پذیرش دعوت مناظره ، این حقیر تنها به محل مناظره خواهم آمد ، ولی ایشان مختار هستند تا با اكیپ ده ها نفره مشاوران و دستیاران تیم كارگردانی فیلمشان ، حضور یابند.
جان كلام !
نوسنده و كارگردان محترم فیلم تخیلی اخراجی ها !
در جوابیه شان از پیر و مرادم سخنانی را فرمودند . من نیز به عنوان حسن خطاب عرایضم می خواهم از او بگویم.
امیدوارم این فرمایش مقام معظم رهبری در خصوص من و شما صدق نكند !
مقام معظم رهبری در تاریخ 22/8/78 فرموده اند :
دشمن می خواهد اشخاص بمانند ، اما از گذشته انقلابی خود بی زاری بجویند .
برای دشمن مهم آن است كه آن فكر، آن خواست ، آن هدف ، آن داعیه از بین برود و شكست بخورد و بهترین راز شكست خوردنش هم این است همان كسانی كه آن داعیه را پرچمداری می كردند ، حال بگویند اشتباه كردیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
نویسنده مجموعه داستان های تخریبچی دوران
ابوالفضل درخشنده
از اینجا هم می توانید بخوانید. درج شده در" سایــــــت آگاه ســــــازی"
البته مطلی را می خواستم به اطلاع عزیزان برسانم اما وفتی پست جناب ده نمکی رو خوندم ، پشیمان شدم و کلاْ بیخیال شدم ...
اما ...
فقط بخوانید و بدانید که چه کسانی متولی و قیّم شهدای عزیز ما شده اند ... !! فقط گوشه هایی از این پست را که بازم سراسر بی ادبی، هتک حرمت و جسارت است را انتخاب کرده ام ...
" کاش به جای اخراجی ها، عقده ای ها را می ساختم" !!!!!!
پیرو چاپ مطلبی با عنوان "فیلم اخراجی ها را از تلویزیون پخش نکنید" در صفحات 2 و 14 روز سه شنبه 3 مهر و با توجه به متضمن بودن اهانت "خیانت به شهدا و رزمندگان" و تحریف فیلم و وارونه جلوه دادن حقایق و "تشویش اذهان عمومی" که احیانا از سر غفلت! صورت پذیرفته وگرنه شان روزنامه منتسب به نظام و روحانیت اجل از این رفتار است که در ماه مبارک رمضان به اسم نقد و تحلیل، با بی تقوایی چنین مطلبی سراسر کذب و اهانت را منتشر نماید، جوابیه زیر جهت درج در همان صفحات طبق حق شرعی و قانونی تقدیم می گردد. ...
جناب نویسنده اگر با جنگ از زاویه خواندن خاطرات آشنا نشده باشد - که حتما این گونه است - حضور روحانیت با لباس رسمی در جای جای جبهه ها بارها مشاهده شده و سند آن عکس ها و فیلم هایی است که با باز کردن چشم بصر در ده ها نمایشگاه و کتب جنگ می تواند ببیند و در صورت لزوم با مراجعه به کتب عکس و آرشیوهای عکس سایت های ویژه دفاع مقدس این موارد را می توان پیدا کرد. ...
نگاه سطحی نویسنده به لباس روحانیت به جای کلام و تاثیرگذاری اش، نشان از چه چیزی جز تنگ نظری و کوته بینی می تواند باشد؟ ...
به نظر بنده، برخی خود را در تیپ "حاج صالح" فیلم متصور دیده که این قدر دچار عصبانیت می شوند وگرنه روحانیت معظم و سرداران جبهه و جنگ در تجلیل از عوامل "اخراجی ها" کم نگذاشتند. ...
خوب است نویسنده مقاله از رزمندگان قدیمی تر و دوست نویسنده شان جناب آقای "داودآبادی" در مورد لحظات شهادت شهید "مهدی خندان" فرمانده گردان مقداد لشکر 27 محمد رسول الله بپرسند. شاید مقداری بیشتر با حقایق جنگ آشنا شود! و شاید هم پرونده شهادت ایشان را به عنوان متولی شهیدشناسی ببندند! ...
آقای نویسنده! اگر تمایل به خودسوزی در مقابل مسجد بلال را دارید، سفارش می کنم این تعصب را در زمان اهانت به رسول اکرم (ص) که در برخی جراید صورت گرفت، به خرج می دادید تا خلوص ایمان تان جلی تر گردد.
چرا که آن زمان که جنگ ما را "برادرکشی" خواندند، رگ غیرت تان به جنبش نیفتاد؟ ...
برادر عزیز! ملاک ارزش گذاری سلیقه شخصی شما نیست. لطفا سلیقه خود را به نام دین و جمهوری اسلامی و جبهه و جنگ، تلقین نکنید. شاید بیشتر در مورد این جمله شهید خرازی باید تعمق کنید که می فرمود "مطبوعات ما جنگ را درشت می نویسند، درست نمی نویسند" ...
انصافاْ این آخری از همه مضحک تر است !